۲۲.۷.۸۸

برتولت برشت





 برتولت برشت  متولد 10فوریه 1898 و درگذشته 14 اوت 1956 نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر و شاعر آلمانی سوسیالیست و کمونیست بود.
او را بیشتر به عنوان نمایشنامه‌نویس و بنیانگذار تئاتر حماسی، و به‌خاطر نمایشنامه‌های مشهورش می‌شناسند. اما برتولت برشت علاوه بر این که نمایشنامه نویسی موفق و کارگردانی بزرگ بود، شاعری خوش‌قریحه نیز بود و شعر‌ها، ترانه‌ها و تصنیف‌های پر‌معنا و دل‌انگیز بسیاری سرود.
 او سرودن شعرهایش را در ۱۵ سالگی و پیش از نمایشنامه‌نویسی آغاز کرد و نخستین سروده‌هایش را بین سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۷ سرود و آنها را در نشریات محلی منتشر کرد. در سال ۱۹۱۸، هنگامی که به خدمت سربازی اعزام شد افزون بر کار در بیمارستان نظامی پشت جبهه، سروده‌هایش را همراه با نواختن گیتار برای سربازان می‌خواند و آنها را مجذوب نوای گرم و سرود دلنشین خود می‌کرد.
شعرهای نمایشی برشت را از مهم‌ترین آثار او دانسته‌اند. اینها شعرهایی هستند که به صورت سرود، تصنیف یا ترانه وارد نمایشنامه‌های او شده و به مناسبت‌های موضوعی خاص یا برای غنا بخشیدن به موضوع و افزایش اثرگذاری، به صورت پیش درآمد، میان‌پرده، موخره یا در میان متن آورده‌شده‌اند. این شعرها اغلب طنزآمیز یا هزل‌آمیز هستند و زیر پوستهٔ شوخ‌طبعانهٔ خود مفاهیم بسیار جدی و آگاه کننده داشته و پیام‌رسان ایده‌های نقادانه و اجتماعی برشت هستند. بیشتر نمایشنامه‌های برشت دربرگیرندهٔ یک یا چند سرود، ترانه و شعر است . شعر زیر قسمتی از سروده بلند برای آیندگان است

برای آیندگان

راستی را که به دورانی سخت ظلمانی عمر می گذرانیم

کلمات بی گناه نابخردانه می نماید

پیشانی صاف نشان بیعاری است

آن که می خندد خبر هولناک را هنوز نشنیده است

چه دورانی

که سخن از درختان گفتن

کم و بیش جنایتی است

چرا که از اینگونه سخن پرداختن

در برابر وحشتهای بی شمار

خموشی گزیدن است!

نیک آگاهیم که نفرت داشتن

از فرومایگی حتا

رخساره ی ما را زشت می کند

نیک آگاهیم

که خشم گرفتن بر بیدادگری حتا

صدای ما را خشن می کند

دریغا!

ما که زمین را آماده ی مهربانی می خواستیم کرد

خود

مهربان شدن نتوانستیم!

چون عصر فرزانگی فراز آید

و آدمی آدمی را یاور شود

از ما

ای شمایان

با گذشت یاد آرید





هیچ نظری موجود نیست: