۱۱.۱۰.۸۸




خامنه ای ، موسوی پیوندتان مبارک

آقای موسوی یکبار دیگر تکلیف خود را با جنبش عظیم ملت ایران روشن کرد و در آخرین بیانیه خود بار دیگر چهره و زیر بنای فکریش را به نمایش گذاشت . ظاهرا آقای موسوی به درستی دریافته است که بود و نبودش خللی در اراده ملت برای مبارزه تا رسیدن به آزادی ایجاد نخواهد کرد . به درستی روشن بود که موسوی در قد و قواره ای نیست که بتواند این جنبش را رهبری کند . التزام ایشان به خط امام راحلشان و تائید ضمنی دولتی که در چند ماه گذشته هدف مبارزاتی او را تشکیل می داد آخر زندگی سیاسیش می باشد . آقای موسوی در این بیانیه به دفاع از خط رژیم می پردازد  و بزرگی بحرانی که در پیش روی نظام اسلامی قرار دارد را یادآور می شود و با ارائه راه حلهایی به خیال خودش به دفاع از جنبش سبز اسلامی می پردازد اما غافل از این است که ملت قهرمان ایران از خط قرمز های رژیم عبور کرده و تا سرنگونی کامل نظام اسلامی از پای نخواهند نشست . آقایان موسوی و کروبی ما هم به خوبی می دانیم که  ترور و زندانی کردن شما مشکل رژیم را حل نخواهد کرد . کوشش رژیم برای نشان دادن این مطلب که شما رهبر جنبش هستید راه به جایی نبرده است و چراغ سبز شما به ولی فقیه هم راه به جایی نخواهد برد . آقای موسوی آیا شما هنوز هم به سادگی می اندیشید که می توانید با دودوزه بازی های سیاسی خود  جلوی سقوط رژیم را بگیرید . نداها ، سهراب ها ، ترانه ها و هزاران هزار جوان دیگر کشته نشدند تا امروز شما به مانند امامتان بگویید بسه دیگه!  جوانان ما در لحظه لحظه زندگی مبارزاتی خود فقط به آزادی اندیشیدند و نه به خط و ربط شما  و دعوای جناحی که شما به راه انداختید . مشکلات اقتصادی که شما به آن اشاره کردید تازگی ندارد در طول سی سال گذشته  نظام محبوب اسلامی شما چنان به تاراج ثروت ملی پرداخته که اصلاح آن جز به سرنگونی کامل رژیم میسر نمی باشد . آقای موسوی شما ناشیانه سعی می کنید تا آب ریخته را به جوی باز گردانید اما اگر تنها به حوادث بعد از انتخابات تا به امروز بنگرید به خوبی در می یابید که این رود خروشان می رود تا به  دریای آزادی برسد و خانمان شما را بر باد دهد .  شما در یک چیز با خامنه ای مشترک هستید وآن هم سعی در آرام کردن اوضاع است . خامنه ای با سرکوب های بی رحمانه اش و شما در توهمی که برایتان ایجاد شده  فکر می کنید براستی از رهبران جنبش هستید . جنبش قهرمانانه ملت ایران نیازی به رهبران بزدل و خائن ندارد. ظاهرا شما به آخر خط رسیده اید و برای همین آسمان را به ریسمان خواهید بافت تا چهره کثیف و کریه رژیم ملایان را موجه جلوه دهید باری از گذشته سیاسی شما انتظاری جز این نمی رفت تا در همدستی با نظام سرکوبگر به آغوش امن نظام بازگردید . خودتان را به کوچه علی چپ نزنید و بیهوده سعی نکنید تا  جوانان را از راهشان باز دارید . مجاهدین خلق و دیگر نیروهای اپوزیسیون در طول سی سال گذشته لحظه ای دست از مبارزه بر علیه نظام اسلامی نکشیده اند و همین است که خواب را از چشم شما و هم مسلکان سیاسیتان اعم از اصول گرا و اصلاح طلب گرفته است ،  آنان را مرده نپندارید  اگر چشم هایتان را باز کنید آنان را جای جای ایران خواهید دید. در هر صورت فکر میکنم در آینده نزدیک شاهد تظاهرات دولتی با شعار ( خامنه ای ، موسوی پیوندتان مبارک ) باشیم . اما این را به یقین بدانید که ما هستیم و لحظه ای دست از مبارزه برای سرنگونی رژیم خون و وحشت نمی کشیم .  

کامران پارسایی
کلن یازدهم دی
Kamran.parssai@gmail.com


۲۵.۹.۸۸

روح‏الله الموسوی‏الخمینی، اول و آخر نظام

ماجرای پاره شدن عکس خمينى بهانه‏ای شده است برای تقویت رهبر فعلی و در واقع برای حفظ کلیت نظام. رسانه‏های سانسورچی رژیم، صحنه‏ای از پاره و به آتش کشیده شدن عکس این جلاد ایران را به نمایش می‏گذارند، سپس اصلاح‏طلبان رژیم شیون و زاری راه می‏اندازند که اینها کار مردم نبوده است و بلعکس در اعتراضات دانشجویان دانشگاه الزهرا عکس او را دانشجويان سر دست می‏برند که یعنی خمينى هم یک از نماد‏های سبز است. حتی درس دهندگان تمام وقت به این رژیم، تیتر می‏زنند که علیه این کار باید راهپیمایی مردمی صورت گیرد.
صرف‏نظر از اینکه واقعاً چه کسانی به “ساحت“ امام باطل شده “بی احترامی“ کرده‏اند، واقعیت اين است که مردم در گيلان٬ مازندران٬ کردستان٬ آذربايجان٬ بلوچستان٬ لرستان٬ بندرعباس٬ اصفهان٬ شيراز٬ آبادان٬ مسجدسليمان و ... در همان اوايل انقلاب عکس خمينى را آتش زدند و به جمهورى اسلامى نه گفتند. قصابخانه اى كه خمينى به راه انداخته است٬ كوره هاى آدمسوزى را بياد مياورد. مبارزين امروز نه تنها عكس اين جلاد بلكه كل اين نظام٬ كل حکومت دين٬ مذهب و خرافات را با همه قديسانش به مصاف طلبيده اند. شخص خمینی نماد این رژیم زن‏ستیز، عقل‏ستیز، کارگر‏ستیز، آزادی کُش، مخالف سرسخت روشنفکری و دانشگاه است. فرا رفتن از این نماد توحش و ستمگری، خواست برحق مردم ایران است. هنگامی که سیل جنبش مردمی مکان‏ها را یکى بعد ازديگرى به تسخیر خود در می‏آورند، وقتی که مردم آزاديخواه روزها و مناسبت‏های رژیم را نه تنها خنثی بلکه ازآن خود می‏کنند و زمانى که مردم نه تنها ولی فقیه را به مبارزه مى طلبند٬ بلکه اصل ولایت فقیه را نيز دوباره باطل اعلام ميکنند، فرا رفتن از بینان‏گذار این بساط جهل، سرکوب، استثمار و تبعیض‏های جنسیتی یعنی شخص خمینی٬ ادامه‏ی منطقی و بر حق جنبش مردم آزادیخواه و برابری طلب ایران است. آنها که از لگدمال شدن این نماد کلیت رژیم در سیر حرکت جنبش مردم به وحشت افتاده‏اند، یا پیش خودشان این چنین صحنه‏هایی را برای کنترل مردم آفریده‏اند و یا پیدایش چنین زمزمه‏هایی را به عنوان اخطار به جناح رقیب گوشزد می‏کنند٬ بايد بدانند که اصل این ماجرا هر چه می‏خواهد باشد، نشانه خيزش کارگران٬ زحمتکشان٬ زنان مترقى٬ جوانان مبارز و مردم آزايخواه ايران است براى سرنگونى رژيم سرمايه دارى اسلامى و برقرارى حکومتى که در آن زنان بدون قيد و شرط در تمامى شئون با مردان برابر و در انتخاب لباس آزاد باشند ...٬ جوانان و مردم بدون قيد و شرط آزاد باشند٬ تمامى مردم تحت پوشش بيمه رايگان قرارگیرند٬ مسکن براى تمامى مردم رايگان باشد٬ تحصيل تا سطح دانشگاه با ﺗﺄمين مالى براى همه تضمين گردد٬ سياست آزاد٬ و زندان نابود گردد٬ احزاب٬ مطبوعات٬ بيان٬ عقيده٬ تشکل٬ اعتصاب٬ تظاهرات و ... بدون قيد و شرط آزاد باشند

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
پيروز باد مبارزات برابرى طلبانه زنان
پيروز باد مبارزات جوانان آزاديخواه و برابرى طلب
زنده باد سوسیالیسم


جمعی از چپ‏های شهر کلن
chapkoelngroup@yahoogroups.de

۲۵.۸.۸۸

تازه این اول ماجراست طنز پرداز



بعد از ماجرای بلژیک و مشاجره تعدادی از دانشجویان با ابراهیم نبوی که منجر به نوشتن ماوقع جریان(1) از زبان تعدادی دانشجو گردید که  در بسیاری از سایتها هم منعکس شد . ابراهیم خان دست به قلم برده و با پروگی ذاتی که مخصوص خود ایشان است و البته تعداد فراوانی از دوستان داخل و خارج کشوری ایشان هم بی بهره از این پروگی نیستند جوابیه ای دادند. الغرض جوابیه ای که نبوی در رد این واقعه و سخنان خود در این تظاهرات نوشت یکبار دیگر نقاب از چهره این ظنز پرداز وطنی برداشت . ایشان در شروع می نویسد .

شش سالی است که در فضای بیرون ایران زندگی می کنم و در تمام این این مدت تلاش کرده ام تا خود را آلوده بازی های کودکانه کسانی نکنم که زندگی سیاسی و اجتماعی مردم ایران برای آنان یک تفریح است .(2)

آقای نبوی  اگر چندین دهه دیگر هم در خارج زندگی کنی باز هم نمی توانی به پای هزاران مبارزی برسی که هر روزشان با یاد ایران از خواب بلند میشوند و در کنار شغل اجتماعی خود به مبارزه سیاسی ادامه می دهند.  کودکانه افکار شماست  و به نوعی شخصیت شما که به مانند کبک سربه زیر برف برده اید.  مخالفت ایرانیان تبعیدی با رژیم اسلامی هم در عمق و هم در معنا با مخالفت شما که تنها به دنبال سهم خود هستید فرق دارد . ما به مانند شما و دوستانتان که برای اجرای یک پروژه از کشور خارج شدید و بقول خودتان به خاطر برخی موارد اینجا هستید  نیستیم . شما از افشاگری می ترسید و از این رو است که در نوشتارتان به صحرا کربلا می زنید . لطف کرده حداقل برای یکبار هم که شده در غالب طنز خود را بازگو کنید .

من به دليل برخي شرايط ناگواري که برايم پيش آمد، مجبورم چندي در بيرون از ايران زندگي کنم. اين تغيير مکان جغرافيايي به معني تغيير مختصات فکري و سياسي من نيست. مخاطب من در داخل ايران زندگي مي کند و براي من نظرات و افکار عمومي ايرانيان خارج از کشور ارزش تعيين کننده ندارد. من در حقيقت فقط به لحاظ فيزيکي در فرنگ زندگي مي کنم. از طرف ديگر يادتان باشد که من و کساني مثل من، ايرانياني هستيم که به دليل مشکلات نه چندان قانوني و به دليل برخي موارد در بيرون هستيم. ما در فرصت مناسب برمي گرديم.(3)

آقای نبوی دراینکه جنابعالی بر مواضع گذشته تان ایستاده اید بحثی نیست ولی تعجب من از این است که چطور شش سال زندگی در اروپا تغییری در مختصات فکری و سیاسی شما نگذاشته است ، شمایی که به تغییر انسانها در کلام حداقل معتقدید !  اما فراموش نکنید هزاران نفری که در بلژیک جمع شدند و شما هم میکروفون بدست برای آنان سخنرانی کردید همین ایرانیانی هستند که برای شما ارزش تعیین کننده ندارند و بازی های کودکانه می کنند. من هم فکر می کنم در فرصت مناسب دستور برگشت شما صادر خواهد شد .البته تا زمانی که برای رژیم مهره بدرد بخور به شمار می آیید ما هم خدمتتان هستیم البته همینطور که میبینید دست بردار نیستیم و همواره افشاگر خواهیم ماند .

من چیزی برای پنهان کردن ندارم که کسی بخواهد آن را افشا کند. (4)

اتفاقا شما و دوستانتان خارج کشوری تان حرف های ناگفته زیادی دارید که اگر کمی جسارت داشتید و صد البته وجدانی انسانی خود بازگو می کردید دوران خدمت شما در دولت آقای موسوی در سالهای 1361 تا 1364 دقیقا دورانی بود که شما از بازگو کردن وقایع پشت پرده آن خودداری می کنید . کمی فکر کنید دورانی را می گویم که در معیت لاجوردی جلاد به زندان ها می رفتی و تواب ساز رژیم بودید. هر چند دیر یا زود نقش شما و دوستانتان رو خواهد شد همانطور که تا به حال شده است .

تنها چیزی که پیش از این گفته ام و تکرارش می کنم این است که من در سال 1367 نویسنده بودم و به دلیل اینکه سه چهار سالی از سیاست بریده بودم، اصلا خبر این اعدام ها را نشنیدم و حتی تا سالها بعد هم واقعیت آن را نمی دانستم .(5)

آقا نبوی واقعا که آبروی هر چه نویسنده است را برده اید . نویسنده ای که خود را به کوچه علی چپ می زند . به یکباره بگویید که در آن سالها در کره ماه بودید. حال که مبنا را بر دروغ گویی گذاشته اید پس چه فرقی میکند. چطور می شود کشتاری را که تمام مردم ایران زمین در بهت و حیرت فرو برد شما نشنیده باشید . البته اثبات دروغ گویی شما آسان است .

پنجم: در سالهای 1378 و 1379 در سفری به فرانکفورت، در هنگام سخنرانی یکی از حاضرین نظرم را درباره کشتارهای تابستان 67 پرسید. پاسخ دادم که من هرگونه خشونت سیاسی، بخصوص در مورد قربانیانی که کشتار جمعی می شوند، محکوم می کنم. این را گفتم، چون به آن اعتقاد داشتم. یک روز بعد یکی از دوستان در فرانکفورت جزئیات کشتار 67 را برای من گفت، آن شب تازه متوجه شدم که سیزده سال قبل چه اتفاقی افتاده است. وقتی به ایران برمی گشتم مجموعه ای از کتاب های « حقیقت ساده» و « نگاه کنید راستکی است.» را همراه با دهها کتاب دیگر به ایران بردم و خواندم و به دوستان دادم تا بخوانند.(6)

نویسنده ای که یازده سال از واقعه ای به این مهمی بی خبر است تا دست آخر در خارج ایرانیانی که به قول ایشان بازی های کودکانه میکنند و غم مردم را ندارند ایشان را ازخواب طولانی بیدار می کنند . میتوانید اصولا باور کنید که کسی که شغل های دولتی  در سطوح حساس جامعه را به عهده داشته است بی خبر از سیاست و اعدام هزاران جوان مبارز در زندان های رژیم باشد.


سوم: در سال 1368 دو نفر از دوستانم را گرفتند و مدتی در بازداشت نگه داشتند، خبر پیدا کردم که تعداد زیادی از زندانیان اوین را اعدام کردند. از آن دو دوست شنیدم که علت دستگیری این افراد، انتشار خبر اعدام زندانیان بود، با وجود اینکه من نویسنده ای سیاسی بودم، اصلا هیچ اطلاع دقیقی از کم و کیف اعدام های 67 نداشتم.(7)

راست گفته اند که دروغ گو کم حافظه می شود توجه کنید که درقسمت پنجم ایشان در سال 78/79 با اصل موضوع آن هم با واسطه آشنا می شوند و در قسمت سوم از همان نوشته توسط دو تن از دوستانشان که مدتی در باز داشت بودند از اعدام های سیاسی باخبر می شوند . در هر دو صورت برای نبوی و امثالهم کشتار زندانیان سیاسی آنهم چپ های سیاسی موضوعی نبوده که سر ایشان را درد بیاورد برای آقای نبوی در آن دوران تنها باج خواهی از  حکومتمداران وقت مهم بوده و فکر میکنم هنوز هم باشد . آیا باور کردنی به نظر می رسد نویسنده ای که خود را سیاسی هم بداند اما از همه جا بی خبر باشد . آقای نبوی پیشنهاد میکنم این طنز را به روی صحنه ببرید . حتما در این راه محسن مخملباف هم به کمک خواهد آمد . نویسنده سیاسی که مدت دوازده سال از جامعه عقب است و مهمترین واقعه سی سال اخیر را بعد از دوازده سال می شنود. فکر می کنم اگر با مخملباف  نمایش نامه ای به این مضمون به روی صحنه ببرید بد نخواهد بود . چرا که مخملباف هم برای ماست مالی کردن گذشته خود هر از چندی دروغ هایی مانند شما  سر هم می کند .


آنچه مهم است این است که موضوعی با این اهمیت در حافظه ملی مردمی که در ایران زندگی می کنند، یا نسلی که امروز در ایران زندگی می کنند، اهمیت خودش را از دست داده است. فاصله ما با آن کشتار دارد به عمر یک نسل می رسد. محکوم کردن کسانی که خود محکوم کننده این فاجعه اند،(8)

اشتباه نکنید ، کشتار زندانیان سیاسی  در دهه شصت چیزی نیست که از یادها برود کوشش امثال شما هم برای به فراموشی سپردن کشتارهای رژیم راه به جایی نخواهد برد. به جاست تا نگاهی به یوتوپ بیاندازید تا متوجه شوید که خاوران میعادگاه عاشقان ایران شده است


چهارم، دروغ گفتن و عوامفریبی و حرفی را دگرگون کردن، سوگمندانه یکی از مواریث اندیشه های ایدئولوژیک است،(9)

و دقیقا این همان چیزی است که ما میخواهیم ثابت کنیم دروغی را که شما و دوستانتان هر روزه تکرار می کنید . عوامفریبی که در این روزها از شما میبینیم را چطور توجیه خواهید کرد . اگر جرات داشتید و به مانند قبله گاهتان موسوی برای یکبار میگفتید جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد عالی می شد ولی ظاهرا طبق برنامه داده شده شما ها باید در لباس مخا لف رژیم نقش بازی کنید . هر چند با توجه به خیمه شب بازی های اخیرتان دستتان رو شده و عوامفریبی هم کم کم فایده ای نخواهد داشت .
آقای نبوی این شما هستید که باید خودتان را و گذشته ننگین تان را با دروغ ونیرنگ بپوشانید برای ما که راه روشن است، تا سرنگونی رژیم دلخواه شما ایستاده ایم و هر روز بیشتر از روز پیش امیدوار به مبارزه مان ادامه می دهیم تازه این اول ماجراست طنزپرداز.

کامران  پارسایی
کلن  2 آبان 88
Kamran.parssai@gmail.com



منابع و یادداشتها

  یک مشاهده، یک مشاجره» نوشته کمیته دانشجویی1
                       http://committe2007.blogfa.com/post-191.aspx

2 / 4/5/9  آنها کمونیست نبودند» پاسخ نبوی:                                       

  مصاحبه خواندنی" ابراهیم نبوی" با اعتماد3

6/7/8 کشتار 67 از یک زاویه دیگر" ابراهیم نبوی"                                                                                                                                                    http://www.doomdam.com/archives/000301.php